تبلیغات
✰❤بـِ ـ ـ ـلومــ ـ &ویــ ـنــکسـḆɬȎṌᵯوʬƗᵰẍ❤✰ - داستان خیالی وینکس از خودم با عکس
✰❤Ɨ ⱠỎṼɇ ʬƗᵰẍ❤✰

داستان خیالی وینکس از خودم با عکس

شنبه سیزدهم خردادماه سال 1391 04:38 ب.ظ

✰ نــــویسندهـ ی وینکســ..ـیــ خوشگلمونـ✰: ✰❤هَمـ ـهـ میـ دونــ ـ ـیمـ ویـ ــنکـ ــ ـسـ بِهتَرینــهـ ـ✰❤ ✰❤bLoOm & StElLa & fLoRa & MuSa & tEcNa & LaYlA/aIsHa✰❤
❤✰ᴃфѲᴓᵯ✰❤

برید ادامه مطلب و نظر بدید که کلی ضحمت کشیدم

سلام اینم داستان :

وقتی اسکای بلوم رو به مهمونی دعوت کرد خبر نداشت که دیاسپرو و والتور چه نقشه ی برای اونا دارن

والتور 1معجونی رو به دیاسپروداد تا درنوشیدنی اسکای بریزه

شب شد و همه به مهمونی رفتن

بلوم هم حاضر شده بود

خیلی خوشحال بود

رفت و با اسکای کمی رقصید نوبت به این رسید که اسکای دختر مورد علاقش رو انتخاب کنه اما دیاسپرو اومد و اسکای رو به خوردن نوشیدنی دعوت کرد و اون معجون رو در نوشیدنی اسکای ریخت اسکای وقتی اون نوشیدنی رو خورد گفت دختر مورد علاقه ی من کسی نیست جز دیاسپرو

بلوم گریه کرد میوسا و استلا دلداریش دادن

بلوم وقتی این حرف روشنیدبا آرومی رفت پیش اسکای وگفت تو چرا اینجوری شدی؟

اسکای گفت به تو چه

بلوم گریه ای کرد ورفت

اما ناگهان والتور روبه روی بلوم ظاهر شد

و گفت :خانوم کوچولو هنوزتموم نشده و گرد بنفشی رو رو ی بلوم ریخت بلوم به کلی تغییرکرد وگفت والتور عزیزم

همه همینجوری نگاه میکردن

بلوم گفت از همتون متنفرم بعد با اشعه ای دروازه ای که لایلا از مورفیکس ساخته بودتا اسکای نتونه به بلوم آسیبی برسونه شکست

و والتور رو بغل کرد

آپلودسنتر آپ98

استلا گفت اما بلوم....

ناگهان اسکای گفت بلوم نه دیاسپرو گفت اسکای چی میگی

و نور بنفشی از بدن اسکای خارج شد

اسکای با نارحتی شمشیرشو بالا برد و بر روی کمر والتور فرودآورد

والتور پرت شد روی زمین اسکای بلوم رو که بی هوش شده بود بغل کرد بلوم به هوش اومد اسکای گفت بلــــــــــــــــوم چه طور تونستی

بلوم گفت تو چه طور تونستی؟

بعد کمی با هم حرف زدن و همدیگه رو بخشیدن

بعد 1گل به بلوم داد

چون هر جفتشون طلسم شده بود بعد بلوم والتور رو با گردنبندش نابود کرد وهمچنین اسکای دستور داد تا دیاسپرو رو دستگیر کنن و همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد


تورو خدا نظر بدین همشو از خودم گفته بودم نصفشم از وینکس تغلید کردم پس تورو خدا نظرات زیاد باشه




✰نَـــظـ ـ ـرآتـ وینکسیــها یـ خوشگل:✰ نفر خوششون امد
آخرینـــ بار کهـ@ــ دستکاریشـــ کردمــ❤ـ❤: شنبه سیزدهم خردادماه سال 1391 04:54 ب.ظ



キラキラブログパーツ

[PR] 好きな文章でタイピング!